شب چله نشین - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 1:01
امشبم شب چله نشین هست (یلدا) میگن توی این شبا به چیزای خوب فکر کنین ولی من کنار اون فکرا هم به چیزایی فکر می کنم که دلشوره به دلم میندازه و میگه یه سال دیگه ام گذشت و جای خیلیا کنارمون خالیه و نیستن
احساسات پنهان - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 1:01
دقت کردین ما هر لحظه به احساساته پنهان شدمون فکر می کنیم! چقدر احساسات پنهون شده دارم کلی احساس که برا هیچکی نگفتم احساس خوب ، بد هم نداره همه جورش هست ....
قِصه ی غُصه های ایران مرا کشت... - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 1:01
این روزا همه از مرگ می گن و از نرسیدن ها گوشه چشم همه خیسه و خانواده های داغدار از دلشون خون میچکه... قراره کی کاست شادی ایران پخش بشه ...کاش انتقام این روزا رو بتونیم با صداقت و خوبی و مهربونی و کمک نسبت به دیگران بگیریم ...قِصه ی غُصه های ایران مرا کشت....
روزِ برگشتن او ، اولِ آبان باشد ... - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 15:40
می شود سخت ترین مساله آسان باشد پشت هر کوچه ی بن بست خیابان باشد! می شود حال بدِ ثانیه ها خوب شود شهر هم غرقِ هماغوشی باران باشد گیرم این عشق -که آتش زده بر زندگی ات- بعد جان کندنِ تو شکل گلستان با
دلتنگی ابر ها ... - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 15:40
خدايا دلم تنگ شده بود براي يك حادثه ... حادثه اي شبيه كوبيدن باران به پنجره ، من دلم تنگ حادثه ايست ، حادثه اي شبيه آمدنِ طُ (؛ پ ن : اولين باران پاييزي #شيراز_شهرِ_راز .. به گمانم اَبر امروز
یک عاشقانه ی آرام... - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 15:40
یک عاشقانه ی آرام ( #نادر_ابراهیمی) + عشق دل مضطرب نمی خواهد، قرار و آرام بگیر، محبوب خوب آذری من!آرام بگیر! +عشق، یعنی پویش ناب دائمی...به سراغ خستگان روح نمی آید،خسته دل نباش محبوب خوب آذری من...!
قلبامون چی شد راستی؟؟ - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 15:40
ما دیگه اون نوجوونای قدیم نیستیم که با شنیدن سینوس کسینوس خندمون بگیره، بزرگ شدیم،نه؟ بچه کوچیکا بهمون میگن خاله،عمو... قدمون چند هوا بلندتر شده، دیگه دستمون به کابینت بلندای آشپزخونه میرسه و پامون به
دستت را بگذار توی دستم! - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 15:40
فالت را بگیرم آقا؟!قول می دهم نخوانم:مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید...قسم می خورم انتهای خط بلند کف دستت را هم،جوری ادامه ندهم که برسد به خودم...راستش را بخواهیمن اصلا از این هنرها ندارم،فال گرفتن هم
می دانی چیست ؟ - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 15:40
می دانی چیست گاهی دلم میخواهد "یک نفر" از راه برسد که خسته باشد! یک نفری که خوشی هایش را کرده، شکستهایش را تمام و کمال خورده، و هزاران بار زمین خورده باشد! که طعمِ انواع عشق هایِ رنگی و پوشالی را چش
این روزها بدجور هوس کرده ام تو را ببینم حتی از راه دور! - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 15:40
این روزها بدجور هوس کرده ام تو را ببینم حتی از راه دور! چشم های مخملیت را ، موهای موشکی سرت را ، قد رعنایت را ، مثل همان روزهای قدیم... تا میگفتم عکس بفرست میفرستادی ... تو یادت نیست.. با آن لهجه شیری
فرق بین درد و رنج؟ - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 15:40
دوارد: میدونی فرق بین درد و رنج چیه؟آنا: چه فرقی میکنه؟ وقتی دوتاشون بدن.ادوارد: وقتایی که باهات حرف میزنم وحواست پیش یکی دیگهس،این میشه رنج!آنا: خب درد چیه اونوقت؟؟ادوارد: که با این حال باز دوستت دارم...
دل غریبه ....... - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 15:40
امروز تازه به تلگرام رفتم بعد از تقریبا سه ماه به خودم گفتم خوش اومدي به تلگرامِ غمگينتلگرام اين روزا براي خيلي ها خيلي غمگينهآدمی كه عشقت بودهاولين نفر بعدِ بيدارشدنمونآخرين نفر قبلِ خوابموندوسش دا
یلدا ، یک دقیقه بیشتر بمان ... - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:08
دی جان در را باز کن ، ببین ما از جاده های طولانی پاییز آمده ایم از جمعه های دلتنگی ،دیگر از روزهای مهر و آذر برگ ریزان هم خبری نیست تا سال بعد که عمرمان کفاف دیدن پاییز دوباره رو بده، در را باز کن و ما را از یلدای پر صبر و حوصله تحویل بگیر ....دی جان سعی می کنیم مثل شب یلدا صبر و حوصله مان یک دقیقه ...
بیا برگردیم به قدیم تر ها... - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:08
بیا برگردیم به قدیم تر ها... نه آنقدر دور که توی قحطیِ زمانِ احمدشاه بیوفتیم نه آنقدر نزدیک که سیاهچاله یِ دیوارهایِ مجازی عشقمان را قورت بدهد! حوالیِ دهه یِ شصت یا پنجاه... تویِ یک شبِ "برف تا کمر باریده" دست به دستمان بدهند و برویم پیِ زندگیمان... راستش "دوستت دارم"هایِ با قابلیت ویرایشِ این زمان ...
کاش های من ... - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:08
کاش های من هر روز بیشتر از دیروز است و کاش این بار ، او مرا همانگونه دوست بِدارد که من او را دوست دارم دل نوشته لیلی.غ + نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۱۱ساعت 13:45 توسط لیلی غلامی |
حافظه ی خوب... - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:08
من تو را نرفته ام اما راه این جاده را خوب می دانم ، ندیده به یاد می آورم و ناشنیده ها را می خوانم ، من هنوز هم با این حافظه ی خوب درگیرم!!! دل نوشته لیلی .غ + نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۱۳ساعت 18:20 توسط لیلی غلامی |
جواب ... - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:08
وقتی جواب سیلی عشق می شود و جواب بوسه ها سکوت!!! دل نوشته -لیلی.غ
خداحافظی های شیرین ... - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:08
کاش همه چیزها ی بد در جهان مثل جنگ ، دروغ ، ریا ، غرور بی جا ، حرص و طمع ، بیماری، درد و جدایی آنقدر کوچک می شدند که پشت میز یک کافه می نشستند چای می خورند، ساعتشان را نگاه می کردند و با عجله می گفتند خداحافظ... دل نوشته - لیلی .غ + نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۱۴ساعت 9:46 توسط لیلی غلامی |
قسمت دل ... - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:08
پر رنج ترین قسمت دل،کندن آن است#جابر_فدایی
بدون غرور دوستت بدارد... - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:08
باید یک نفر باشد؛بدون غرور دوستت بداردآنقدر صمیمی که اگر در مدتِ یک ساعتبرای بیستمین بار میخواستیحالش را بپرسیدل دل نکنیفکر نکنیبا خودت نگویی که نکند کلافه اش کنمترس از چشم افتادن را نداشته باشی!یک نفر که حال تو را بلد باشدیک نفر که بدون توضیح بفهمداین همه بی قراری دست خودت نیست!یک نفر که غرور خاموش...